اكبر ترابى شهرضايى
303
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
اوّلًا : اين روايت در تفصيل بين موردى كه قذف به كلمهى واحد باشد يا به غير كلمهى واحد ، صراحت دارد . ثانياً : روايت كلمهى « واحده » را معنا مىكند ؛ به اين صورت كه مقصود ، قذف واحد در برابر قذف متعدّد است . با توجّه به وضوح دلالت و معناى روايت ، جايى براى فرمايش مرحوم كاشف اللثام باقى نمىماند كه در تأييد مرحوم اسكافى مىگويد : مقصود از كلمهى « واحده » وحدت عددى است ؛ يعنى بگويد : « أنتم زناة » ؛ اين كلام از نظر ادبيّات يك كلمه است ، ولى اگر گفت : « زيد و بكر و عمرو زناة » يك كلمه نيست ؛ بلكه « زيد » يك كلمه ، « عمرو » يك كلمه و « بكر » نيز يك كلمه است . « 1 » در اين روايت كلمهى « واحده » به قذف واحد معنا شده ؛ و در مقابل « فإن فرّق بينهم القذف » آمده است ؛ لذا ، « أنتم زناة » با « زيد وبكر وعمرو زناة » فرقى ندارد ؛ هر دو قذف واحد هستند . بعد از كلمهى « زيد » خبر را نياورده و لذا با « زيد » تنها اسناد محقّق نمىشود و همچنين با « عمرو » تنها ، بلكه اسناد واحدى براى همه است . هر چند دلالت روايت روشن است ، ولى بر مدّعاى مشهور بهطور كامل دلالت نمىكند ؛ زيرا ، مشهور در قذف واحد بين مطالبه فردى و گروهى ، تفصيل مىدهند . بنابراين ، بايد براى اين قسمت از كلامشان از ادلّهى ديگر استفاده كرد . 2 - محمّد بن يعقوب ، عن عليّ بن ابراهيم ، عن ابن أبي عمير ، عن جميل بن درّاج ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام ، قال : سألته عن رجل افترى على قوم جماعة ، قال : إن أتوا به مجتمعين ضرب حدّاً واحداً ، وإن أتوا به متفرّقين ضرب لكلّ منهم حدّاً . « 2 » فقه الحديث : اين روايت صحيحه ، و اصحّ روايات باب است . جميل از امام صادق عليه السلام راجع به مردى كه بر قومى به نحو جماعت افترا زد ، مىپرسد . - ( دقّت شود كه « قوم » ، همان
--> ( 1 ) . كشف اللثام ، ج 2 ، ص 413 و 414 . ( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 444 ، باب 11 از ابواب حدّ قذف ، ح 1 .